آنلاینها

فروشگاه ساز

میزبان بلاگ

انتقاد از افزایش تعداد مراکز ناباروری در تهران

مدیر مرکز درمان ناباروری ابن سینای جهاد دانشگاهی ضمن انتقاد از افزایش تعداد مراکز ناباروری در شهر تهران، گفت: بهتر است به جای این که مراکز متعدد نازایی داشته باشیم، چند مرکز معتبر علمی پژوهشی داشته باشیم که در روند درمان نیز نتیجه‌بخش باشد.

دکتر بهزاد قربانی با اشاره به افزایش تعداد مراکز ناباروری، اظهار کرد: امیدواریم از این به بعد به جای افزایش تعداد مراکز نازایی سعی کنیم مراکز درمان ناباروری با کیفیت داشته باشیم، زیرا ازدیاد مراکز نازایی به خصوص در شهر تهران نمی‌تواند کمکی به حل مشکلات کند.

مدیر مرکز درمان ناباروری ابن سینای جهاد دانشگاهی افزود: متاسفانه در حال حاضر همه بیمارستان‌ها یک بخش نازایی بدون کار پژوهشی و عقبه درمانی نیز دارند و مردم نیز بدون اطلاع به این مراکز مراجعه می‌کنند، در حالی‌که مرکز درمان ناباروری باید یک مرکز تخصصی، پیشرو، تحقیقی و دارای عقبه درمانی و تاریخی باشد.

وی ادامه داد: بهتر است به جای این‌که مراکز متعدد نازایی داشته باشیم، چند مرکز معتبر علمی پژوهشی داشته باشیم که در روند درمان نیز نتیجه‌بخش باشد.

قربانی با بیان این‌که تب افزایش مراکز نازایی داغ شده، ولی این مساله مشکل کشور نیست،‌ گفت: البته راه‌اندازی این مراکز در شهرستان‌ها درست بوده و وزارت بهداشت نیز به این حیطه ورود کرده است و از طرفی مرکز ابن‌سینا نیز در استان البرز مرکز نازایی خود را راه‌اندازی کرده است، چراکه با این اقدام دیگر بیماران مجبور نیستند به تهران مراجعه کنند و در شهر خود می‌توانند خدمات خوبی دریافت کنند.

مدیر مرکز درمان ناباروری ابن سینای جهاد دانشگاهی تصریح کرد: اما اینکه صحبت می‌شود باید باز هم در تهران مراکز نازایی داشته باشیم درست نیست، بلکه باید مراکز نازایی را در استان‌ها به خصوص مناطق دوردست راه‌اندازی کنیم و به ارائه خدمات بپردازیم.


تعداد بازدید : 40
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 آبان 1396 توسط سامان

شیوع بالای «اضطراب» در میان مبتلایان به افسردگی/ ۲۴ درصد افسرده‌ها مواد مخدر مصرف می‌کنند

مدیرکل دفتر سلامت روان، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت با بیان اینکه افسردگی ۳۵۰ میلیون نفر را در دنیا تحت تاثیر خود قرار داده است، اعلام کرد: ۵۹ درصد کسانی که «افسردگی» دارند به صورت همزمان دچار اضطراب می‌شوند و ۲۴ درصد آنها به صورت همزمان اختلال مصرف مواد مخدر دارند.

احمد حاجبی با اشاره به شعار روز جهانی سلامت روان، درباره اهمیت سلامت روان در محیط کار، گفت: امروزه در اکثر کشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیده‌اند که برای افزایش بهره‌وری بیشتر نیروهای کاری خود راهی جز توجه به موضوع سلامت روان آنها ندارند، بنابراین علاوه بر سلامت جسمی، به سلامت روان پرسنل خود توجه ویژه دارند. علاوه بر این برای ایجاد امکانات رفاهی کارکنان خود سرمایه گذاری کرده و تلاش می‌کنند تا میزان رضایتمندی شغلی را در نیروی کار افزایش دهند.

وی تاکید کرد: افسردگی مشکلی جهانی است و نباید تصور شود که فقط کشور ما مبتلابه این اختلال است. آخرین آماری که سازمان بهداشت جهانی به آن اشاره می‌کند این است که افسردگی ۳۵۰ میلیون نفر را در دنیا تحت تاثیر خود قرار داده است. ۵۹ درصد کسانی که افسردگی دارند به صورت همزمان دچار اضطراب می‌شوند و ۲۴ درصد آنها به صورت همزمان اختلال مصرف مواد مخدر دارند. بنابراین شیوع قابل توجه اختلال افسردگی یک مشکل بهداشتی جهانی یا به عبارتی دیگر یک بحران جهانی است.

مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت با بیان اینکه در کشورهای اروپایی برای مدیریت مستقیم افسردگی سالیانه ۳۸ میلیارد یورو هزینه می‌شود، ادامه داد: آمارهای جهانی نشان می‌دهد در محیط‌های کاری از هر ۱۰ نفر، یک نفر به دلیل افسردگی مرخصی می‌گیرد. این میزان مرخصی حدود ۳۶ روز در هر سال است؛ یعنی افرادی که با این مشکل روبرو هستند ۱۰ درصد از سال را مرخصی می‌گیرند. بار هزینه این موضوع به کارفرمایان نیز برمی‌گردد. افسردگی در اروپا برای کارفرمایان ۵۴ میلیارد یورو هزینه دارد. این نشان دهنده جدی بودن بحث سلامت روان در محیط‌های کاری است.

به گفته وی سلامت روان در محیط‌های کاری به عوامل متعددی مانند سیستم مدیریتی، نوع تعامل با همکاران و نوع کاری که در آن سازمان انجام می‌شود، بستگی دارد. همچنین درآمد، شانس ارتقای شغلی، نوع شغل، رابطه با مسئولان و مدیریت و نوع روابط با سایر همکاران در رضایتمندی شغلی موثر است.

حاجبی افزود: یکی از عوامل مهم در رضایت مندی شغلی، احساس مشارکت و مالکیت نسبت به کاری است که فرد انجام می دهد، بنابراین کارکنان باید در محیطی که فعالیت می‌کند و یا نسبت به کاری که انجام می‌دهند احساس مالکیت داشته و در چگونگی شکل گیری آن کار مشارکت داشته باشد. در این بررسی‌ها بحث محیط کارگری و کارمندی مطرح نمی‌شود. ذات شغل تنها یک فاکتور در سلامت روان محیط کار است.

وی ادامه داد: افزایش آگاهی و دانش عموم جامعه، اصلاح نگرش‌ها و باورهای غلط و همچنین انگ زدایی موضوعاتی است که سازمان بهداشت جهانی سعی می‌کند فارغ از شعارهای سالیانه روزجهانی سلامت روان، آنها را نهادینه کند. این سازمان اعلام کرده است معمولا درمان در ۵۰ درصد افرادی که افسردگی دارند ناقص می‌ماند. این موضوع دلایل متعددی مانند نداشتن دانش و آگاهی لازم و نگرش نادرست نسبت به فرآیند درمان است بنابراین باید توجه داشته باشیم که در دسترس نبودن درمان و مشکلات مالی در درجات بعدی مشکلات درمانی در این حوزه می باشند.

مدیر کل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت اولین قدم برای بهبود سلامت روان در جامعه را ارتقای سواد سلامت روان مردم دانست و ادامه داد: افزایش آگاهی مردم می‌تواند به استفاده درست از خدمات موجود کمک کند. گام دوم تقویت و توانمندی نیروهای تخصصی تیم سلامت است؛ هرچقدر دانش و توانایی تیم سلامت افزایش یابد می‌توان به مدیریت منطقی و درست درمان اختلالات روانپزشکی کمک کرد. قدم سوم بهبود دسترسی به خدمات است. برای این گام نیز در چهارسال گذشته قدم‌های بسیار مثبتی در کشور برداشته وخدمات سلامت روان در شبکه‌ بهداشت کشور ادغام شده است.

وی فراهم کردن خدمات اورژانس روانپزشکی را به عنوان گام چهارم در زمینه بهبود خدمات سلامت روان جامعه معرفی کرد و ادامه داد: لازم است برای کسانی که نیاز به خدمتی فوری و اورژانسی در زمینه روانپزشکی دارند خدمات به گونه‌ای ارائه شود که این افراد در صف طولانی دریافت خدمت نمانده و شرایط دریافت خدمت برای آنها فراهم شود. ما برای هر کدام از این موارد در کشور پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم.


تعداد بازدید : 46
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 آبان 1396 توسط سامان

بیش از ۱۵ درصد از ایرانیان افسرده‌اند

رئیس سابق انجمن روانپزشکان گفت: بیش از ۱۵ درصد افراد مبتلا به افسردگی هستند که نه تنها در برخی موارد موجب خودکشی می‌شود بلکه کیفیت زندگی این افراد را پایین می‌آورد.

براساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت افراد یک جامعه نه تنها ابعاد جسمی را دربرمی‌گیرد بلکه بیش از همه ابعاد ذهنی و فکری شهروندان را شامل می‌شود.

سیداحمد جلیلی (رییس سابق انجمن روانپزشکان) با بیان اینکه وضعیت بهداشت روانی جامعه به عوامل بسیاری بستگی دارد که معمولا خارج از حیطه کاری روانشناسان و روانپزشکان است، گفت: در کشورهای مختلف دنیا برای بهداشت روانی معمولا سه سطح را قائل می‌شوند. سطح یک شامل اقداماتی است که مردم کمتر دچار مشکلات روانی شوند، پیشگیری موضوعی است که در همه بیماری‌ها مطرح می‌شود. دومین سطح درمان سریع بیماران روانی است و از دست ندادن فرصت طلایی درمان بیمار است. سطح سوم نیز درباره کسانی است که بیماری روانی گرفته‌اند و به نوعی دچار معلولیت شده‌اند؛ اینکه چه کنیم این افراد تا جایی که امکان دارد با کارهای توانبخشی به زندگی عادی خود بازگردند.

او ادامه داد: اگر این سه سطح به درستی عمل شود وضعیت بهداشت روانی جامعه مناسب خواهد بود اما اگر هر یک از این سه سطح به درستی انجام نشود طبعا وضعیت بهداشت روانی جامعه مطلوب نخواهد بود.

او با تاکید براینکه پیشگیری از بیماری روانی تنها برعهده وزارت بهداشت و وزارت رفاه نیست، گفت: زندگی مردم باید به سامان بچرخد و روابط مردم با یکدیگر و با دولت و روابط دولت با مردم به نحوی تنظیم شده و مطلوب باشد که بیماری روانی کمتری در جامعه داشته باشیم. عوامل متعددی ازجمله آلودگی هوا، آلودگی صوتی، وضعیت رانندگی، وضعیت اقتصادی، حوادث و سوانح طبیعی، جنگ در سلامت روان جامعه تاثیرگذارند و می‌توانند اثرات منفی داشته باشند. اعتیاد نیز می‌تواند یکی از عوامل تاثیرگذار در عدم سلامت روان جامعه باشد.

رییس سابق انجمن روانپزشکان به نامهربانی مردم با یکدیگر در جامعه اشاره کرد و افزود: همه نهادهای تصمیم‌ساز و موثر در جامعه در سطح اول سلامت روان جامعه تاثیرگذار هستند. سطح دوم در اختیار وزارت بهداشت و باید امکاناتی فراهم شود تا هر کسی به بیماری روانی دچار می‌شود به سرعت بیماری تشخیص و امکانات درمان فراهم و به درستی درمان شود.

جلیلی با بیان اینکه بیماری روانی بر اثر اشکالاتی که در ساختارهای ریز و مسائل بیوشیمیایی مغز اتفاق می‌افتد ایجاد می‌شود، تصریح کرد: یکی از دلایلی که مردم هنگام ابتلا به بیماری روانی به پزشک مراجعه نمی‌کنند؛ این است که تصور می‌کنند بیماری روانی بیماری روحی است در حالی که روان با روح متفاوت است ما در پزشکی با روان سر و کار داریم و چیزی به عنوان بیماری روحی در روانپزشکی نداریم.

او با بیان اینکه وزارت بهداشت باید امکانات درمانی بیماران روانی را مهیا کند، گفت: مردم باید پذیرش فرهنگی یک بیماری روانی را داشته باشند. در گذشته وقتی بیمار روانی به روانپزشک مراجعه می‌کرد مدت‌ها از بیماری‌اش گذشته بود و بیماری پیشرفت کرده بود و به مرحله‌ای رسیده بود که درمان بسیار سخت بود زیرا هنگامی که متوجه بیماری فرد شدند خانواده به جای مراجعه به پزشک به سراغ دعانویس رفته و سعی می‌کرد با یکسری خرافات مشکل بیمار را برطرف کند. این خرافه‌ها باعث می‌شود مدت‌ها مردم سرگردان بمانند و بیماری شدت پیدا کند.

رییس سابق انجمن روانپزشکان با بیان اینکه مردم به موضوعات عجیب و غریب علاقه‌مند هستند، تاکید کرد: متاسفانه در حال حاضر مردم دیگر به جای رفتن به پیش دعانویس برای برطرف کردن مشکلات روانی خود از طب سنتی و طب اسلامی استفاده می‌کنند و یک عده سودجو به اسم دین و سنت در این زمینه فعالیت می‌کنند. باید فرهنگ‌سازی صورت گیرد تا مردم برای درمان مشکلات روانی از همان ابتدا به پزشک مراجعه کنند.

جلیلی با اشاره به اینکه بیماری روانی نیز مانند هر بیماری دیگری مزمن می‌شود و معلولیت ایجاد می‌کند، یادآور شد: اقداماتی برای توانبخشی بیماران روانی وجود دارد تا زندگی این افراد که در شرایط حاد قرار دارند، بهبود پیدا کند. البته در کشور ما این امر متولی مشخصی ندارد و بین دستگاه‌های مختلف تقسیم شده است در حالی که باید در اختیار یک سازمان باشد تا سامان پیدا کند. در صورتی که این سه سطح در جامعه به درستی انجام شود بهداشت سلامت روان در جامعه ارتقا می‌یابد اما در صورتی که خلاف آن انجام شود قطعا هر روز شاهد مشکلات بیشتری ازجمله اعتیاد، خودکشی، طلاق در جامعه خواهیم بود.

او با تاکید بر اینکه این بیماری قابل ریشه‌کن شدن نیست و باید از آن پیشگیری کرد، گفت: در همه جوامع دنیا بیماری‌های روانی در زنان بیش از مردان بروز می‌کند علت آن نیز مسائل و تبعیضات فرهنگی است و از آنجا که زنان در معرض تغییرات بیولوژیک بیشتری هستند میزان بروز بیماری‌های روانی در آن‌ها بیشتر است.

رییس سابق انجمن روانپزشکان با اشاره به افسردگی‌های پس از زایمان در زنان گفت: معمولا افسردگی پس از زایمان درمان می‌شود اما در اغلب موارد افسردگی زایمان نیازمند دارودرمانی است گاهی اوقات افسردگی پس از زایمان آنقدر عمیق می‌شود که به مرحله روانپریشی می‌رسد و ممکن است شخص دچار توهم شد و نسبت به فرزندش خصومت داشته و قادر به نگهداری فرزند نباشد و برای او خطراتی ایجاد کند.

جلیلی گفت: هر موضوعی که باعث استرس در مردم شود می‌تواند باعث ایجاد بیماری‌های روانی شود عدم اطمینان از آینده شغلی و برخوردهای نامناسب شغلی باعث شدت بیماری‌های روانی می‌شود.

او درباره میزان افسردگی در کشور نیز گفت: یکی از پیامدهای افسردگی در دنیا خودکشی است در کشور ما نیز آمارهای مختلفی درباره افسردگی داده می‌شود. افسردگی نه تنها منجر به خودکشی می‌شود بلکه کیفیت زندگی افراد را کاهش داده و مزمن شدن آن باعث ایجاد بیماری‌های جسمی ازجمله زخم معده و ... می‌شود.

رییس سابق انجمن روانپزشکان با بیان اینکه در گذشته بیمار روانی را نزد دعانویس می‌بردند، گفت: بیش از 15 درصد افراد مبتلا به افسردگی هستند که نه تنها در برخی موارد موجب خودکشی می‌شود بلکه کیفیت زندگی این افراد را پایین می آورد.


تعداد بازدید : 35
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 آبان 1396 توسط سامان

توصیه‌های کاربردی برای حفظ سلامت روان در محیط کار

سازمان بهداشت جهانی شعار امسال روز جهانی سلامت روان را "با سلامت روان در محیط ‌های کاری "انتخاب کرده‌ است. این موضوع نشان می‌دهد نهادهای جهانی نیز به این باور رسیده اند که سلامت روان فرد در محیط کار یکی از عوامل افزایش بهره‌وری و بازدهی کاری است.

با توجه به مدت زمانی که به کارمان اختصاص می‌دهیم، داشتن محل کار سالم و رضایتمندانه‌ برای جلوگیری از به خطر افتادن سلامت جسمی و روانی‌مان اهمیت زیادی دارد. اگر شما به هر دلیلی به این نتیجه رسیدید که نمی‌توانید شغل خود را عوض کنید می‌توانید روی راههایی که موجب ارتقاء و پیشرفت در استعدادهای فعلی شما می‌شود تمرکز کنید.

اگر در محیط کاری ناسالمی هستید یا در موقعیتی قرار دارید که نمی‌توانید پیشرفت کنید شاید بهترین انتخابتان پیدا کردن شغل دیگری است. یکی از راههای مقابله با استرس مدیریت زمان است. همچنین برای رهایی از استرس در برنامه روزانه خود زمانی را برای اقدامات سالمی مانند: ورزش، پیاده ­روی، موسیقی، دوش آب گرم، تمرینات تنفس عمیق ، معاشرت‌های اجتماعی و استفاده از تعطیلات و مرخصی ها اختصاص دهید.

عدم انطباق شغل با توانائی‌های فرد، از موارد مهم در مورد افزایش استرس و در نتیجه ایجاد اختلالات روانی مثل اضطراب هستند .رضایتمندی شغلی عبارت است از یک حالت هیجانی مثبت که نظر شخصی کارکنان را در مورد کار خود یا جو حاکم در محیط کار منعکس می سازد. به همین دلیل توصیه می شود مدیران در دوره های مشخص و به طور منظم جلساتی با هدف بررسی مشکلات کارکنان و شنیدن حرفهای آنها برگزار کنند.

یکی از معیارهای سلامت روان داشتن احساس و روحیه با نشاط در محیط کاراست که در نهایت باعث رضایت کلی از زندگی و کار می‌شود. همدلی کردن، قضاوت نکردن، سرزنش نکردن و پیش داوری نکردن از موضوعاتی است که در سلامت روان کارکنان می‌توانند موثر باشند.

کارکنان می‌توانند از طریق استراحت منظم ، دنبال کردن تمرینات ورزشی، فعالیت‌های جسمی، تحرک بدنی و رژیم غذایی سالم سلامت خود را حفظ کنند. آنها زمانی می‌توانند به بالاترین موفقیت دست یابند که نقش­ها و مسئولیت­های روشنی داشته باشند و برای ایفای آنها به خوبی تدارک و تجهیز شده باشند. یکی از عوامل فشار روانی و اضطراب در محیط کار افزایش شیفت­های کاری است. استرس شغلی یکی از عوامل اساسی در کاهش بهره‌وری سازمان‌ها و ایجاد عوارض جسمی و روانی در کارکنان است. در محیط منظم، زمان صرف جستجوهای غیر ضروری نمی‌شود؛ به این ترتیب تسلط شما در محیط کار بیشتر شده و کنترل محیط را به دست می‌گیرید.

مهم‌ترین عواملی که به احساس رضایتمندی شخصی کمک می‌­کند کسب مهارت خودآگاهی است. نقاط ضعف و قوت و ارزش‌های خود را بشناسید و بیشتر از ظرفیت خود برنامه ریزی نکنید. توصیه می‌شود افراد شاغل روزانه نیم ساعت و سه روز در هفته به ورزش مورد علاقه خود بپردازند.

همچنین لازم است متناسب با ساعات کاری نظم ثابتی را در برنامه غذایی خود ایجاد کنند. توجه به فعالیت جمعی، گروهی و پرهیز از فردگرایی در محیط‌های کار باعث افزایش احساس دلبستگی و حمایت روانی در افراد گروه می شود. مهم است که کارفرمایان، خودشان در مورد مسائل سلامت روان آموزش بگیرند تا برای پاسخ دادن به نیازهای کارمندان آمادگی داشته باشند. کیفیت روابط افراد شاغل با همکاران، عوامل تعیین کننده مهمی در خصوص رضایت از شغل و محیط کاری است.


تعداد بازدید : 44
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 آبان 1396 توسط سامان

علت امتناع ایرانی‌ها از مراجعه به روانپزشک؛ بیمه نداریم، پول نداریم، دیوانه نیستیم

ایرانی‌ها خیال خودشان را راحت کردند. ایرانی‌ها به روانپزشک و روانشناس مراجعه نمی‌کنند چون «هزینه این خدمات از موجودی جیب شان بیشتر است و بیمه از پوشش این خدمات خودداری می‌کند و مردم دیوانه نیستند که نیاز به مراجعه به روانپزشک داشته باشند.»

صرف‌نظر از مطالعات پراكنده‌اي كه در فاصله سال‌هاي ١٣٤١ تا ١٣٥٠ درباره شيوع اختلالات روان در ايران انجام شد و ميزان شيوع اختلالات را طي ٩ سال مطالعه، ١١/٩ الي ١٨/٦ درصد برآورد كرد، طي سال‌هاي ١٣٧٨ تا ١٣٩٠ سه پيمايش سلامت روان در كشور انجام شد كه نتايج آخرين مطالعه، تا امروز و پس از گذشت ٦ سال هم، مورد استناد وزير بهداشت و رييس سازمان بهزيستي براي برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌هاي كلان و بودجه‌بندي و اعتباردهي است. مجريان اين پيمايش، همان زمان خلاصه‌اي از نتايج را در اختيار خبرنگاران گذاشتند كه بنا بر همان خلاصه، نخستين عدد نگران‌كننده اين بود كه ٢٣/٦ درصد از جمعيت ١٨ تا ٦٤ ساله كشور دچار يكي از انواع اختلالات روان، از خفيف تا شديد هستند. همين عدد كافي بود كه اقدامات براي تدوين و نهايي شدن سند سلامت روان تسريع شده و نموداري از وضعيت موجود و آنچه بايد به عنوان سياست‌هاي اجرايي مدنظر باشد، ترسيم شود.

نتايج منتشر شده در اين سند، حتي از آمار اوليه اعلام شده درباره شيوع اختلالات رواني هم نگران‌كننده‌تر بود. بنا بر آنچه در اين سند منتشر شد، تعداد تخت‌هاي روانپزشكي در كل كشور ١٢ هزار بود كه توزيع عادلانه‌اي هم در تمامي استان‌ها نداشت. تعداد تخت‌هاي اورژانس روانپزشكي در كل كشور ٢٤٨ بود كه در ١٧ استان كشور اين موجودي صفر بود. تعداد تخت روانپزشكي اطفال در كل كشور ٢٢٩ تخت بود كه اين عدد در ٢٣ استان كشور صفر بود، در كل كشور فقط ٣٤ بيمارستان تخصصي روانپزشكي فعال بود كه ٩ استان از وجود چنين مركزي محروم بودند. ٧٦ بيمارستان عمومي داراي بخش روانپزشكي، ١١٥ درمانگاه، ٤٥ كلينيك و ٥٠٠ مطب خصوصي هم مجموع بضاعت كشوري ارايه خدمات روانپزشكي در كنار بيمارستان‌هاي فعال بودند، تعداد روانپزشكان در كل كشور يك هزار نفر برآورد شد و سه هزارو ٨٠٠ پزشك عمومي دوره ديده، بار ٨٠ درصد مراجعات روانپزشكي روانشناختي روستانشينان را برعهده داشتند. كنار هم قرار دادن موجودي مورد نياز براي مداخلات موثر در اختلالات رواني كافي بود كه نااميدي متوليان وقت سلامت شدت بگيرد اما از آنجا كه نتايج اين سند در سال دوم دولت دهم اعلام شد، مسوولان دولت وقت ترجيح دادند اقدامات مدنظر و لازم را به دولت‌هاي پيش رو واگذار كنند.

جزييات پيمايش كشوري سلامت روان چه بود و چه شد؟

نتايج پيمايش كشوري سلامت روان كه سال ٩٠ منتشر شد نسبت به ٢ مطالعه پيشين تفاوت‌هايي داشت كه مجريان طرح را به ابراز نگراني درباره افزايش شيوع اختلالات رواني در كشور واداشت.

در مطالعه كشوري كه سال ١٣٧٨ بر ٣٥ هزار و ١٤ نفر از جمعيت شهري و روستايي بالاتر از ١٥ سال كشور و با عنوان «طرح ملي سلامت و بيماري» انجام شد، شيوع اختلالات روان در كشور، ٢١ درصد برآورد شد كه ٢٥/٩درصد زنان و ١٤/٩ درصد مردان دچار انواعي از اختلالات بودند و ميزان شيوع اختلالات در جمعيت روستايي ٢١/٣ درصد و در جمعيت شهري ٢٠/٩درصد برآورد شد در حالي كه مجريان طرح، شيوع اختلالات را در شهر تهران، ٢١/٥درصد اعلام كردند. شيوع اختلالات شديد در جمعيت بالاتر از ١٥ سال كشور، ٠/٦درصد بود در حالي كه ٢٠/٥ درصد افراد متاهل و ٤٢/٤درصد افراد مطلقه دچار اختلالات سايكوتيك (شديد) بودند. پس از انجام پيمايش كشوري در سال ١٣٨٠ و در ٢٥ هزار و ٣٦ نفر از جمعيت بالاتر از ١٨ سال كشور، اعلام شد كه اختلالات روان، رتبه دوم بار بيماري‌ها را در كشور به خود اختصاص داده و بر اساس نتايج اين پيمايش، ١٧/١٠ درصد از جمعيت بالاتر از ١٨ سال كشور دچار يكي از انواع اختلالات بودند كه ميزان شيوع در زنان، ٢٣/٤ درصد و در مردان، ١٠/٨٦درصد اعلام شد. در اين مطالعه و نسبت به مطالعه پيشين كه دو سال پيش‌تر انجام شده بود، شيوع اختلالات سايكوتيك به ٠/٨٩درصد افزايش يافته بود و ١٢/٥٩ درصد از جمعيت شهرنشين و ٩/٣٦ درصد از جمعيت روستايي دچار يكي از انواع اختلالات بودند. در اين مطالعه، شيوع اختلالات در افراد مجرد ٨/٧٤درصد برآورد شد ضمن آنكه ١٣/٨٠ درصد از افراد بي‌سواد، ١٢/٠٥ درصد از مردان بيكار شده و ١٥/٤٨ درصد از زنان خانه‌دار هم در فهرست مبتلايان اختلالات روان قرار داشتند. نتايج پيمايش سال ٩٠ هم كه در ٧ هزار و ٨٨٦ نفر از جمعيت ١٨ تا ٦٤ ساله كشور انجام شد، نشان داد كه: «٢٣/٦ درصد از جمعيت كشور در گروه سني مورد مطالعه، دچار يكي از انواع اختلالات رواني بودند كه بنا بر تفكيك جنسيتي، ميزان شيوع در زنان، ٢٦/٥ درصد و در مردان ٢٠/٨ درصد بود. ١٣/٦ درصد از تعداد كل مبتلايان دچار افسردگي بودند كه بنا بر تفكيك جنسيتي، شيوع افسردگي در زنان ١٦/٥ درصد و در مردان ١٠/٧ درصد گزارش شد. ٦/٢ درصد از مبتلايان اختلالات روان، يك سال پيش از انجام پيمايش افكار خودكشي داشتند، ٤/٠٤ درصد برنامه مشخصي براي خودكشي داشتند و ١/٣ درصد هم اقدام به خودكشي داشتند. نتايج اين مطالعه نشان داد كه از مجموع مبتلايان اختلالات رواني، فقط ٤٤ درصد، براي دريافت خدمات درماني مراجعه كرده بودند و فقط ٤٥ درصد از بيماران برخوردار از پوشش بيمه‌اي، موفق شده بودند از بيمه خود به طور كامل براي دريافت خدمات سرپايي روانپزشكي استفاده كنند و اين رقم در دريافت خدمات بستري روانپزشكي به ٤٠ درصد كاهش يافته بود. در حالي كه ٤٩/٦ درصد از مبتلايان يكي از دلايل مراجعه نكردن براي درمان را مشكلات مالي در پرداخت هزينه درمان اعلام كرده بودند، ٢٦/٦درصد بيماران به علت فقدان پوشش بيمه‌اي براي درمان مراجعه نمي‌كردند و ٤١ درصد بيماران هم از ادامه درمان منصرف مي‌شدند.

از جمع مبتلاياني هم كه نياز جدي به بستري داشتند، ٥٦ درصد به علت مشكل در پرداخت هزينه بستري و ٣٢/٥درصد به علت محروميت از پوشش بيمه‌اي براي بستري اقدام نكرده بودند.

در حالي كه نتايج اين پيمايش نشان مي‌داد كه دو سوم و معادل ٤٨/٨درصد خدمات روانپزشكي توسط بخش خصوصي ارايه مي‌شود و بخش دولتي فقط بار ٠/٦ درصد خدمات را بر دوش دارد، بيشترين تعداد تخت‌هاي بستري در مراكز درماني دولتي مستقر بود و همچنين، برآورد نهايي نشان مي‌داد كه فقط ١٥/٦درصد مبتلايان اختلالات روان، در طول يك سال حداقل خدمات را دريافت كرده اما حدود ٨٥ درصد، از دريافت خدمات مناسب محروم هستند. سال ١٣٨٩ و زمان انجام اين پيمايش، ٢٧/٦ درصد درآمد سرانه خانوار داراي بيمار اعصاب و روان براي مشكلات جسماني رواني فرد بيمار هزينه مي‌شد و اختلالات روان، ١٤ درصد بار بيماري‌هاي كشور را به خود اختصاص داده بود آن هم در حالي كه ٣٤ درصد از جمعيت دچار اختلالات روان دچار اختلالات شديد، ٢٩/٥ درصد دچار اختلالات متوسط و ٣٦/٢ درصد دچار اختلالات خفيف بودند.»

با گذشت ٦ سال از انجام پيمايش ملي سلامت روان و انتظار تغييراتي در سياستگذاري‌ها براي افزايش رغبت شهروندان به مراجعات روانپزشكي و بهره‌مندي از مداخلات موثر، صديقه خادم؛ كارشناس سلامت روان دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت در گفت‌وگو با «اعتماد» در تشريح وضعيت موجود و پيش رو مي‌گويد: «هنوز هم با انگ مراجعه به روانشناس و روانپزشك به دليل نگراني از قضاوت اطرافيان مواجهيم و حتي مبتلايان در صورت نياز به بستري، به دليل ترس از همين انگ، ترجيح مي‌دهند به جاي بستري در بيمارستان‌هاي روانپزشكي، در بخش روانپزشكي بيمارستان‌هاي عمومي بستري شوند.

البته در نتيجه تلاش رسانه‌ها براي انگ زدايي از بيماري‌هاي اعصاب و روان، شرايط امروز نسبت به سال ٩٠ بهتر شده و شايد در شهرهاي بزرگ، انگ بيماري رواني كمتر شده باشد اما همچنان در شهرهاي كوچك و روستاها با اين انگ مواجهيم و قابل انكار نيست.

فقدان پوشش بيمه‌اي خدمات روانشناختي هم، همچنان به صورت يك مشكل حل‌نشده باقي مانده اما در طرح تحول سلامت مقرر شد كه به ازاي هر ٢٥٠٠ نفر جمعيت شهري، يك روانشناس در مركز جامع خدمات سلامت مستقر شده و خدمات روانشناختي رايگان ارايه دهد كه از سال گذشته، استقرار روانشناسان آغاز شده اما هنوز در برخي شهرها، جذب روانشناس ادامه دارد و تا سال آينده هم اين برنامه به روستاها و مراكز بهداشت روستايي خواهد رفت كه اميدواريم اجراي اين برنامه، در شهر و روستا بتواند ناكافي بودن پوشش بيمه‌اي و گراني خدمات روانشناختي را جبران كند. هرچند كه تعيين تعرفه خدمات روانشناسي و روانپزشكي برعهده وزارت بهداشت نيست اما ايجاد پوشش بيمه‌اي مناسب، مي‌تواند گراني خدمات مداخله‌اي را كمرنگ كند.»

دولت يازدهم نگران شد

طي سال‌هاي ٩٢ تا ٩٦، و در افت و خيز آمد و شد دولت يازدهم و دوازدهم، وضعيت خدمات سلامت روان تغيير محسوس رو به پيشرفت نداشت و سهم سلامت روان از بودجه سلامت، مانند سال‌هاي دهه ٨٠ و اوايل دهه ٩٠، همان ٣ درصد باقي ماند و تنها اتفاق متفاوت، افزايش تعداد تخت‌هاي بستري بود. پوشش بيمه‌اي خدمات روانپزشكي همچنان، ناكافي و خارج از توان مبتلايان اختلالات روان است و فقط اعداد هزينه‌هاي پرداختي از جيب مردم ارتقا يافته است. سال ١٣٩٠ و همزمان با انتشار نتايج سومين پيمايش ملي سلامت روان، تعرفه روانپزشك در بخش دولتي ٦ هزار و ٥٠٠ تومان و در بخش خصوصي ١٨ هزار تومان بود. سال ١٣٩٦، تعرفه روانپزشك در بخش دولتي ٢٠ هزار تومان و در بخش خصوصي، ٥١ هزار و ٥٠٠ تومان تعيين شد. در ابتداي فعاليت دولت يازدهم، مديركل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت اعلام كرد كه «١٧/٩ درصد بيماران داراي اختلال رواني، براي تامين هزينه‌هاي بستري ناچار به قرض يا فروش وسايل زندگي خود هستند و حداكثر پوشش بيمه‌اي بستري بيماران دچار اختلال روان، ٥٦ روز در سال است.»

فقط چند ماه پيش از اين اعلام و در هفته‌هاي پاياني سال ٩١، مدير سابق اين دفتر به استناد نتايج همين پيمايش اعلام كرد كه «ميانگين روزهاي بستري در بخش روانپزشكي، ١١/٣ روز و در بخش‌هاي غيرروانپزشكي ٤/٢ روز بوده و در حالي كه هزينه بستري پرداخت شده از جيب بيماران براي يك نوبت بستري در بخش رواني، ٢٠٣ هزار تومان برآورد شده و ميانگين هزينه بستري بيماران رواني در طول يك سال، ٢١٩ هزار تومان بوده و در صورت نياز به مداخلات جسمي، اين هزينه به ٨٢١ هزار تومان در سال افزايش مي‌يابد كه اين رقم، نشانه نگران‌كننده‌اي از نزديك شدن بيماران روانپزشكي به خط فقر است.»

با وجود آمارهاي موجود، آنچه ضروري بود و اتفاق موثري هم براي كمرنگ شدنش رخ نداد، كاهش و تعديل هزينه‌هاي مراجعات روانپزشكي و افزايش پوشش بيمه‌اي خدمات روانشناختي و مداخلات موثر بود علاوه بر آنكه روند معمول دولت‌هاي پيشين هم دنبال شد به اين معنا كه حد اقدامات انجام شده طي ٦ سال گذشته براي فرهنگ‌سازي در جامعه و انگ‌زدايي از مراجعات روانپزشكي و روانشناختي تقريبا صفر است. اگر امروز، مراجعات روانشناختي شهرونداني كه به مرحله اضطرار رسيده‌اند افزايش يافته، نه به دليل اقدامات دولت براي فرهنگ‌سازي در اين زمينه، بلكه به دليل دلسوزي خود شهروندان براي هموطنان‌شان بوده كه با مشاهده شرايط نابسامان قوم و خويش يا دوستان و همكاران‌شان، آنها را به مراجعه به روانپزشك يا روانشناس توصيه كرده‌اند همزمان كه در دل‌شان، ترحم نابخشوده‌اي هم روا داشته‌اند نسبت به كسي كه «در معرض ديوانگي و رواني شدن» قرار گرفته است.

تاثير مثبت اين اتفاق، به دليل ناچيز بودن آن آنقدر كمرنگ است كه حالا، مسوولان سازمان بهزيستي كشور هم، نگراني خود را آشكار كرده‌اند.

دهه نخست شهريور ماه، حبيب‌الله مسعودي فريد؛ معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي كشور در گفت‌وگوي رسانه‌اي خود هشدار داد كه «٥٠ درصد اختلالات روان، زير سن ١٤ سالگي و ٧٥ درصد اختلالات روان زير سن ٢٤ سالگي شروع مي‌شود. هنگامي كه سخن از اختلالات روان به ميان مي‌آيد نبايد فقط به آدمي فكر كنيم كه مي‌خواهد آدم بكشد بلكه منظور از فرد مبتلا به اختلالات روان، فردي است كه مديريت هيجانات خود را ندارد. پدر و مادري كه نمي‌تواند خشم خود را كنترل كند و هنگام انجام كار اشتباه از سوي كودك او را تنبيه بدني مي‌كند، برخي افراد كه مبادرت به كودك‌آزاري مي‌كنند، والديني كه نمي‌دانند روش فرزندپروري و روش برخورد و روش صحيح تربيت كودك چيست، همه اينها به نوعي مبتلا به اختلال روان هستند.»

مسعودي فريد در توضيح علت نگراني خود و ساير همكارانش در سازمان متولي كنترل و كاهش آسيب‌هاي اجتماعي از بابت ناديده گرفته شدن اهميت سلامت روان در ايران مي‌گويد: «مردم، فقط بخشي از مقصران ناديده گرفته شدن اهميت سلامت روان هستند چون انگ اجتماعي بيماري رواني تقريبا در تمام كشورها وجود دارد اما ببينيم سياستگذاري‌ها در اين زمينه چگونه عمل كرده است. بنا بر نتايج مطالعات بين‌المللي، بايد ١٠ درصد بودجه سلامت كشورها براي سلامت روان هزينه شود و در بدبينانه‌ترين شرايط، اين رقم به ٥ درصد برسد در حالي كه در ايران، اين عدد حدود ٣ درصد است. اگر مداخله براي درمان برخي مهم‌ترين اختلالات روان مثل اختلالات اضطرابي شديد يا افسردگي، از سن كودكي آغاز نشود، مداخلات در سنين بالاتر، پاسخ لازم را نخواهد داشت و مدارس، مكان بسيار مناسبي براي آغاز غربالگري اختلالات روان، شناسايي و مداخله به موقع و آموزش مهارت‌هاي زندگي و روابط اجتماعي عاري از خشونت است. در بسياري كشورها، زمان بستري بيماران در مراكز درماني تا حد ممكن كاهش يافته تا سپري شدن دوره درمان در محيط خانواده، نقش خانواده را هم در بهبودي بيمار افزايش داده و به انگ‌زدايي از بيماري رواني كمك كند. در عين حال، با وجود آنكه ادعا درباره نقش مستقيم شرايط اقتصادي در بروز يا تشديد اختلالات روان دشوار است اما نتايج مطالعات، براي هريك از عوامل موثر در بروز اختلالات رواني سهمي در نظر گرفته و بنابراين، مي‌پذيريم كه فقر، بيكاري، فقدان مهارت ارتباطي،ژنتيك، سابقه اختلالات سايكوتيك در خانواده مثل سابقه خودكشي، فقدان مهارت فرزندپروري و حتي معلوليت فرزندان، مي‌تواند عوامل خطر موثر در بروز و شيوع باشد. مجموع عوامل موثر در بروز اختلالات روان و همچنين آمار اختلالات روان، ضرورت سطح‌بندي خدمات سلامت روان، تسهيل دسترسي به مهم‌ترين خدمات سلامت روان، غربالگري زودهنگام اختلالات و آموزش عمومي اهميت سلامت روان را پررنگ مي‌كند.»

از سال‌هاي نخست دهه ٨٠، سازمان بهزيستي با ايجاد ستاد ساماندهي بيماران رواني مزمن و دعوت از فعالان بخش خصوصي براي سرمايه‌گذاري‌هاي موثر در حمايت و نگهداري از اين بيماران، تلاش موثري داشت براي خدمت‌دهي به بيماراني كه به دليل مزمن شدن علايم و عوارض بيماري و شدت گرفتن آسيب‌زايي بيماري براي خود و اطرافيان، از خانه و خانواده رانده شده و به خيابان‌ها پناه برده بودند. مشاهده زنان و مرداني كه صرفا به دليل روانپريشي بهبود نيافته، شب‌هاي سرد زمستان و روزهاي گرم تابستان را با ظاهر مندرس و ژوليده و كثيف، گرسنه و تشنه در گوشه و كنار خيابان‌ها سر مي‌كردند، از تصاوير رقت‌آور و فراموش‌نشدني سال‌هايي است كه جز معدود مراكز دولتي با ظرفيت اندك، هيچ پناهي براي بيماران رواني مزمن وجود نداشت آن هم در كشوري كه روي كمربند حوادث طبيعي قرار گرفته بود و خاطره مردمش پر بود از آشوب روزهاي سرنگوني يك رژيم و انقلاب براي روي كار آمدن حكومتي جديد و ٨ سال جنگ تحميل شده و آوارگي.

امروز، مراكز متعددي در هر استان، پذيراي بيماراني است كه به علت شدت يافتن علايم بيماري، نام ديگري پيدا كرده اند؛ «مزمن‌ها.»
اما هرچقدر خاطرات ايراني‌ها رنگارنگ است و هنوز تا اشباع شدن فاصله بسيار دارد، حجم حافظه‌شان بسيار اندك است. ايراني‌ها اين هشدار را به ياد نسپرده‌اند كه ناديده گرفتن ساده‌ترين و نخستين نشانگان اختلالات رواني، مي‌تواند به آنجا برسد كه روزي، همسايه‌مان، قوم و خويش‌مان، خودمان هم در نوبت انتظار پذيرش يكي از مراكز نگهداري بيماران رواني مزمن ايستاده باشيم.


تعداد بازدید : 44
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 آبان 1396 توسط سامان
صفحات وبلاگ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : Tem98.Ir
دانلود اهنگ جدید بالابر بلیط هواپیما دانلود آهنگ جدید دوربین مداربسته گریتینگ بانک کتاب
بستن تبلیغات [X]